تغییر اسم و تغییر سن

از مشکلات و مصائبی که، مخصوصا، برای متولدین دهه شصت و هفتاد به وفور دیده ایم همین تغییر نام و تغییر سن است. دخترها و پسرهایی که شاید از بد حادثه، به وقتش، موقعیت مناسبی برای امورات مهم زندگی نیافته اند اما تا چشم بر هم زده اند وقت و فرصت از دست رفته است: مسابقات ورزشی، استخدام، ازدواج، مهاجرت و … . همینطور اسم هایی که برخی والدین به اقتضای محیط و جو فرهنگی حاکم بر فرزندان خود نهاده اند و اینک آن اسم، خوشایند و دلخواه فرزند نیست.

تغییر نام:در خصوص تغییر اسم کوچک، باید گفت که به موجب رأی وحدت رویه سال 1362 و رویه فعلی دادگاهها، تغییر نام، در صلاحیت محاکم عمومی دادگستری (دادگاههای حقوقی) می باشد. نحوه ی اقدام هم بدین صورت است که خواهان باید با در دست داشتن شناسنامه و کارت ملی، به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه کند و دادخواست خود را تنظیم و ثبت کند. سایر مدارکی که برای این کار لازم است، معمولا، استشهادیه ای است که قبلا باید تنظیم و بهتر است توسط 4 نفر امضا شده باشد. خوانده ی این دعوی، اداره ثبت احوال است: اداره ی ثبت احوال محل صدور شناسنامه ی خواهان. توضیح اینکه خواهان می تواند دادخواست خود را در محل اقامت خود، یا شهرستان محل صدور شناسنامه اقامه کند (البته در صورتی که محل اقامت فعلی با محل صدور شناسنامه یکی نباشد.) معمولا این نوع دادخواستها در محل اقامت خواهان مطرح می شود تا برای حضور یافتن شاهدان در دادگاه، مشکلی پیش نیاید.

بعد از ارسال مدارک به دادگاه، توسط دفتر خدمات قضایی، دادگاه جلسه ای به منظور رسیدگی به ادعای خواهان تشکیل می دهد که به خواهان ابلاغ می شود. در روز جلسه رسیدگی، خواهان باید شهود خود را حاضر کند. همچنین، به خوانده نیز ابلاغ می شود؛ در تهران مناطق چندگانه ثبت احوال وجود دارد، که با توجه به اینکه محل صدور شناسنامه، جزو کدام منطقه باشد، دادخواست خواهان به همان اداره ابلاغ می شود. حکمی که دادگاه صادر می کند ظرف بیست روز از ابلاغ دادنامه، قابل اعتراض (تجدیدنظرخواهی) است.  در صورت تجدیدنظرخواهی، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال خواهد شد.

تغییر اسم و تغییر سن

نکته1: تغییر نام های ممنوع و همچنین تصحیح اشتباه در ثبت جنس صاحب شناسنامه، مستقیما، در صلاحیت هیئت حل اختلاف ثبت احوال است و نیازی به تقدیم دادخواست در دادگاه ندارد. اخیرا، دیوان عدالت اداری رایی صادر کرد که خواهان برای تغییر نام کوچک می تواند مستقیما به اداره ثبت احوال مراجعه کند؛ اما اداره ثبت احوال، قیدی به آن اضافه کرد و آن اینکه اسمی که شخص می خواهد برای خود انتخاب کند باید از اسم نخستین (اسم اولی که در شناسنامه داشته) تعداد فراوانی بیشتری داشته باشد. یعنی مثلا، اگر اسم  شناسنامه ای کسی جعفر باشد می تواند به مهدی یا محمد یا علی، حسین و … مستقیما از طریق اداره ثبت احوال اقدام کند. در غیر این صورت، چاره ای جز مراجعه به دادگاه نخواهد داشت. مثلا جناب حسن، نمی تواند از طریق ثبت احوال اسم خود را به هیراد یا رهام یا آرسام تغییر دهد؛ باید از طریق دادگاه حقوقی اقدام کند.

نکته2: تغییر نام خانوادگی، با تصویب سازمان ثبت احوال کشور خواهد بود (ماده 40 قانون ثبت احوال)؛ در عمل، اینگونه نیست که هر نام خانوادگی را که دلتان بخواهد بتوانید انتخاب کنید؛ محدودیت هایی وجود دارد که با مراجعه به ثبت احوال متوجه خواهید شد.

نکته3: فرزندان کبیر(یعنی بعد از هیجده سالگی)  می توانند برای خود، نام خانوادگی دیگری انتخاب نمایند (تبصره ماده 41 قانون ثبت احوال)؛ همان مطلبی که در بند 2 گفته شد.

تغییر سن: در خصوص تغییر سن، قانونی وجود دارد که به صورت ماده واحده به تصویب رسیده است با عنوان ” قانون حفظ اعتبار اسناد سجلی و جلوگیری از تزلزل آنها”؛ به موجب این قانون، تغییر تاریخ تولد اشخاص ممنوع است. در تبصره این ماده واحده چنین آمده است: «صاحب شناسنامه تنها یک بار در طول عمر و در صورتی که اختلاف سن واقعی با سن مندرج در اسناد سجلی به تشخیص … بیش از پنج سال باشد می تواند سن خود را اصلاح نماید.»

اما اگر درخواست تغییر سن برای اختلاف کمتر از پنج سال باشد، با توجه به رأی وحدت رویه 599 مورخ 13/4/1374 هیئت عمومی دیوان عالی کشور، در صلاحیت دادگاههای دادگستری (دادگاههای حقوقی) می باشد.

نکته: در خصوص تغییر سن، رویه دادگاهها معمولا سختگیرانه تر است و مدارکی از قبیل مدارک تحصیلی که مشخص می کند خواهان تغییر سن در چه سالی به مدرسه رفته است و مثلا در چه سالی دیپلم گرفته است و نیز استشهادیه و شهادت شهود و مضافا نظریه پزشکی قانونی مورد استناد قرار می گیرد.

ممکن است کسانی (مخصوصا خانم هایی)تصور کنند که از لحاظ چهره و ظاهر، از سن خود کوچکتر به نظر می رسند به اصطلاح، بی بی فیس! اینها ممکن است در پزشکی قانونی مشکلی نداشته باشند چون آزمایشهای پزشکی قانونی آنقدرها هم دقیق نیست. اما به هر حال، همچنان که گفته شد، مدارک دیگری هم برای دادگاه لازم است. شهود باید قبل از ادای شهادت، قسم بخورند که حقیقت را می گویند؛ همین مسئله شاید مانع بسیاری از شهادت دادن ها گردد. اگر شخصی قبلا اقدام به اخذ گذرنامه (پاسپورت) کرده باشد، اقدام بعدی برای تغییر سن، احتمالا، دشوارتر خواهد بود. در عمل، به عنوان وکیل دادگستری، با مواردی هم برخورد داشته ایم که دادگاه بدوی حکم به تغییر سن صادر کرده اما با اعتراض (تجدیدنظرخواهی) اداره ثبت احوال، پرونده به دادگاه تجدیدنظر رفته و حکم نقض شده است.

بدیهی است کهتغییر اسم در عمل، با مشکلات کمتری در صدور حکم از طرف دادگاهها مواجه است. مواجهه ی قضات با دادخواستهای تغییر نام، با تساهل بیشتری همراه بوده است.  گرچه شناخت رویه شعب دادگاهها و تجربیات یک وکیل که در این زمینه ها کار و انجام وکالت کرده باشد می تواند نتایج بهتری در پی داشته باشد زیرا رویه دادگاهها یکسان نیست و عدم شناخت این نکته ی مهم، می تواند رد دادخواست موکل را به همراه داشته باشد. برای نمونه، در خصوص تغییر نام، برخی موارد و پرونده هایی که تا کنون توسط وکیلسرا انجام شده بدین شرح است: تغییر اسم از اعظم به مهتاب، اکرم به کیمیا، رقیه به رویا، معصومه به مهشید، حسین به آرسام، و … . اما تغییر سن، شرایط خاصی را می طلبد.

وکیلسرا؛

مصطفی محمدی | وکیل پایه یک دادگستری

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + نوزده =