نوشته‌ها

وکیل دادگستری

وکیل خانواده نکته های شفاف و اصل مطلب

وکیل خانواده نکته های شفاف و اصل مطلب

در این نوشتار سعی کرده ایم مطالبی را به زبان بسیار ساده بگوییم که فراتر از کتابهای حقوقی دانشگاهی است؛ مورد سوال خیلی ها بوده و در عمل، همان رویه ای است که فعلا در دادگاههای خانواده در حال اجراست.

پرونده ی طلاق یکطرفه (طلاق خلع چه از طرف زن و چه از طرف مرد، جزو دعاوی تشریفاتی است. طرفین الزاما،  باید داور با شرایط مقرر قانونی و در مهلت تعیین شده به دادگاه معرفی کنند و، گاهی نیز، ارجاع به جلسات مشاوره؛ که اینها زمانبر است. فقط طلاق توافقی است که چند روزه انجام می شود، تازه آن هم در تهران اینگونه است؛ گرچه اخیرا (اسفندماه 1396)، بخشنامه ای از طرف رییس قوه قضاییه به دادگاههای خانواده ابلاغ شد که در پرونده های طلاق حتی طلاق توافقی، معرفی زوجین به دفاتر مشاوره و حضور زوجین را در جلسه مشاوره الزامی دانست.

در خصوص مطالبه مهریه باید دانست که فعلا، تعداد 110 عدد سکه قابل اجرا است و برای بیشتر از یکصد و ده تا، می بایست مال یا اموالی به دادگاه معرفی شود برای توقیف. بنابراین، برای کسانی که مال و اموالی ندارند باید راه بهتری اندیشیده شود و وکیل باید موکل را از نتیجه ی احتمالی مطالبه ی مهریه و اینکه ممکن است با درخواست اعسار از طرف شوهر و اثبات معسر بودن، دادگاه حکم به تقسیط (قسطی شدن) مهریه بدهد آگاه و توجیه کند. بدیهی است حکمی که دادگاه صادر می کند محکومیت زوج (مرد) به پرداخت کل مهریه مندرج در عقدنامه است اما در نهایت، اگر زوج بتواند اعسار خود را اثبات نماید، وضعیت بدان صورت پیش خواهد رفت که در همین پاراگراف گفته شد.

در خصوص تمکین، باید دانست که زوجه (زن) نمی تواند بدون عذر و دلیل محکم و قابل اثبات در دادگاه، منزل مشترک را ترک کند. ادعاها و دلایلی از قبیل اعتیاد زوج، ضرب و شتم، بداخلاقی و سوء رفتار، فحاش و بددهن بودن شوهر باید اثبات شود. لذا، ترک منزل و امتناع از ایفای وظایف زناشویی، ممکن است به احتمال زیاد، محکومیت به تمکین را در پی داشته باشد و نشوز زن (ناشزه شدن) موجب می شود که نفقه به زن تعلق نگیرد. البته نمی توان هیچ زنی را مجبور به تمکین کرد، یعنی نمی توان با اجبار فیزیکی، زن را به زندگی در خانه ی مشترک وادار کرد حتی با حکم قطعی تمکین از دادگاه خانواده. ناشزه شدن زن، می تواند موجب درخواست ازدواج مجدد از طرف شوهر گردد و، نهایتا، دادگاه حکم به اجازه ی ازدواج مجدد زوج صادر کند.

در خصوص حضانت فرزند، باید دانست که حضانت فرزند، چه پسر چه دختر، در صورت اختلاف یا طلاق والدین، تا هفت سالگی با مادر است. فرزند دختر پس از هفت سالگی، تا نه سالگی حضانتش با پدر است؛ فرزند پسر بعد از 7 سالگی، تا 15 سالگی، با پدر خواهد بود (منظور  9 و 15 سال سن قمری است). البته در هر صورت، ملاقات فرزند طبق توافق والدین یا حکم دادگاه، معمولا، یک یا دو روز در هفته تعیین خواهد شد.  بعد از این زمان، هر کدام از فرزندان می توانند انتخاب کنند که با پدرشان زندگی کنند یا مادرشان. پرداخت نفقه ی فرزند، وظیفه ی پدر است ولو اینکه حضانت با مادر باشد. همچنین، اجازه ی خروج فرزند از کشور با پدر است ولو اینکه حضانت با مادر باشد. البته مرد هم نمی تواند بدون رضایت زن، فرزند مشترک را از کشور خارج کند، چه به منظور تحصیل چه به منظور تفریح و … .

نفقه هم که همان خرجی معمولی زندگی است و عرفا، شامل خورد و خوراک، پوشاک، دارو و درمان و مسکن مناسب می باشد. ترک انفاق (امتناع از پرداخت نفقه) جرم است و قابل شکایت از طریق کیفری (جزایی) در دادسرا، که نهایتا، در صورت اثبات، حتی ممکن است تا دو سال حبس (زندان) در پی داشته باشد (گرچه در عمل، معمولا، در صورت اثبات، برای بار اول، شش ماه تا یکسال را در نظر می گیرند). البته دادگاهها، معمولا، سعی می کنند زوجین را به صلح و سازش سوق دهند اما نفقه ندادن حکم قانونی اش زندان است (نفقه ی جاری: یعنی نفقه ی زمان حال). همچنین، برای مطالبه ی نفقه ی  ایام گذشته می توان دادخواست حقوقی مطرح کرد. دادگاه خانواده برای تعیین میزان نفقه، معمولا، به کارشناس مربوطه ارجاع می دهد. در هر دو صورت، اگر زوج، از پرداخت نفقه همچنان امتناع کند و حکم دادگاه را اجرا نکند، زن می تواند با توجه به شرط ضمن عقد مندرج در سند نکاحیه (عقدنامه)، اقدام به طرح دعوی طلاق کند.

از دیگر مطالبات مالی زن در دعاوی خانواده، مطالبه ی اجرت المثل است. دادگاه خانواده هم، قاعدتا، برای تعیین میزان اجرت المثل، به کارشناس موضوعات خانواده ارجاع می دهد.

زن در دوره ی عقد، تا قبل از اینکه با شوهرش زیر یک سقف رفته باشند یا به عبارتی، تا قبل از تمکین، می تواند تمکین از شوهر را مشروط کند به دریافت کل مهریه به صورت یکجا؛ در اصطلاح حقوقی، به این حق زن، «حق حبس زوجه» گفته می شود. البته تمکین را تقسیم کرده اند به تمکین خاص (همخوابگی و زناشویی) و تمکین عام (حضور در منزل و اصطلاحا، خانه داری). گرچه تعداد بسیار اندکی از دادگاهها، حق حبس را مربوط به تمکین خاص دانسته اند و به رغم وجود حق حبس، حکم بر تمکین عام زوجه داده اند  اما اکثر دادگاهها چنین تفکیکی قائل نیستند و نیز با توجه به رأی وحدت رویه هیئت عمومی دیوان عالی کشور، که تفکیکی میان تمکین عام و تمکین خاص بیان نشده است، لذا حق حبس زوجه، پابرجاست و ضرورتی به تمکین عام هم وجود ندارد.

این را هم باید دانست که مهریه ندادن، ربطی به طلاق ندارد. یعنی اگر شوهر محکوم به پرداخت مهریه شود و پرداخت نکند، زن نمی تواند صرفا به همین جهت، طلاق بگیرد.

بابت مهریه می توان حسابهای بانکی شوهر توقیف کرد و اگر مال یا اموالی داشته باشد توقیف کرد.  همچنین می توان او را   ممنوع الخروج کرد، هم از طریق دادگاه و هم از طریق اجرای ثبت. البته صدور حکم بر اعسار و تقسیط مهریه، ممنوع الخروجی زوج را مرتفع خواهد کرد.

در صورت عدم حضور طرف، دادگاه می تواند با رعایت مقررات و تشریفات رسیدگی (ابلاغ از طریق آگهی در صورت مجهول المکان بودن، داوری، مشاوره و …) حکم طلاق (یا گواهی عدم امکان سازش) به صورت غیابی صادر کند.

سوال: آیا می توان بابت مهریه، حکم (دستور) جلب شوهر را گرفت؟ به عبارت دیگر، آیا می توان شوهر را بابت محکومیت مهریه زندان انداخت؟

جواب: اگر حکم به محکومیت بابت 110 تا سکه صادر شود و متعاقبا با طرح دادخواست اعسار و تقسیط، مهریه تقسیط (قسطی) شود، اما شوهر طبق حکم دادگاه، عمل نکند، جلب او صادر خواهد شد و در صورت عدم پرداخت، شوهر زندانی (حبس) خواهد شد.

سوال 2: تفاوت طلاق با گواهی عدم امکان سازش چیست؟

جواب: اگر درخواست طلاق از طرف مرد (طلاق یکطرفه از طرف شوهر) باشد یا درخواست طلاق به صورت طلاق توافقی باشد، گواهی عدم امکان سازش صادر می کند؛ اما اگر درخواست طلاق از طرف زن (زوجه) باشد دادگاه حکم طلاق صادر می کند.

سوال 3: اگر زن روابط نامشروع داشته باشد و بابت رابطه ی نامشروع، محکوم به شلاق یا جزای نقدی شود، آیا می توان مهریه یا نفقه ی او را نداد؟

جواب: خیر، رابطه ی نامشروع ربطی به نفقه و مهریه ندارد گرچه ممکن است مسائل و دعاوی حقوقی و کیفری خاصی را ایجاد کند.

سوال 4: اگر زن در عقدنامه با قید عنوان دوشیزه ازدواج کرده باشد و بعدا مشخص شود که قبلا ازدواج کرده و دوشیزه (باکره) نبوده، ولی با اقدامات غیر قانونی توانسته باشد اسم همسر سابق را از شناسنامه اش حذف کند و شناسنامه جدید (به اصطلاح، شناسنامه ی سفید) بگیرد، حکمش چیست؟

جواب: مرد می تواند دادخواست فسخ نکاح (به هم زدن عقد ازدواج) مطرح کند و در صورت اثبات ادعای خود، دادگاه حکم بر فسخ نکاح صادر می کند و در این صورت، مهریه به زن تعلق نمی گیرد. فسخ نکاح با طلاق متفاوت است گرچه عمده آثار و نتایج مشابهی دارد.

سوال 5: ممنوع الخروج کردن زن از کشور، چگونه است؟

جواب: شوهر با مراجعه به دفتر اسناد رسمی و اقرار مبنی بر زوجیت و قید مشخصات همسرش، برگه ای دریافت می کند که این برگه را به اداره ی گذرنامه می برد و اقدام لازم مبنی بر ممنوع الخروجی صورت می گیرد. اما اگر زن، قبلا از کشور خارج شده و اقامت کشور دیگری را گرفته باشد، می تواند با ارائه ی پاسپورت و مدارک لازم، ممنوع الخروجی اش را رفع (لغو) کند.

برخی نکته ها را بیان کردیم و بسیاری نکته ها باقیست. در پایان متذکر می شود گول و فریب وعده های دلالان را نخورید؛ وکیل خوب را از وکیل بد تمایز دهید؛ وکیل دادگستری باید وجدان کاری داشته باشد و دانش و اطلاعاتش به روز باشد. وکیل دادگستری نباید تشویق به طلاق و طرح دعوای واهی کند؛ وکیل دادگستری نباید سبب تشدید اختلاف زوجین گردد. در پایان خاطرنشان می شود که هر حقوق خوانده ای، مشاور حقوقی نیست. مدیر هر موسسه حقوقی الزاما وکیل نیست و متاسفانه در اوضاع نامساعد دادگستری و وکالت، که نظارت ضعیف است، برخی موسسات حقوقی توسط افراد غیر وکیل ایجاد شده اند. مشاوره رایگان، اغلب برای جذب پرونده و گاهی حتی طرح دعوای واهی است؛ هوشیار باشید.

وکیلسرا؛

مصطفی محمدی | وکیل پایه یک دادگستری

 عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

وکیل پایه یک دادگستری

وکیل خانواده خوب و حرفه ای

وکیل خانواده خوب و حرفه ای

وکیل خانواده خوب در تهران توسط مصطفی محمدی وکیل پایه یک دادگستری انجام پذیر می باشد .

هادي قاسميان‌اميري در گفتگو با خبرنگار حقوقي قضايي باشگاه خبرنگاران، درباره وكالت و چالش‌هاي پيش‌روي آن‌ اظهار داشت: تقریبا همزمان با تدوین قانون حمورابی به عنوان نخستین سند شناخته شده‌ که در آن یک فرمانروا به اعلان عمومی یک مجموعه کامل قوانین برای ملت خود اقدام می‌كند، قانونگرایی و پایبندی همه اعضای جامعه به قانون شکل گرفت.

وكيل پايه يك دادگستري تصريح كرد: به تناسب فرهنگ‌ها و اقلیم‌های گوناگون، نوع وضع قوانین و پشتوانه اجرایی آن متفاوت بوده و هست؛ هرچه جوامع پیشرفته‌تر و روابط انسان‌ها پیچیده‌تر شدند قوانین نیز دچار تغییر و تحول عمده‌ای شد.

وي افزود: همچنین نوع برخورد افراد با قوانین مختلف و تاثیر آن برای افراد، باعث کارایی قوانين متفاوت شد، چنانکه یک قانون برای یک نفر منافعی را در برداشته یا آنرا برایش حفظ می‌کرد و برای یک نفر منشاء از بین رفتن منافعش می‌شد.

قاسميان گفت: در جامع امروزی ایران این موضوع پیچیده‌تر شده است، در حال حاضر زندگی‌ها با خارج شدن از حالت سنتي و تبديل آن به صنعتی و مقاومت فضای فرهنگی، تضادهایی را ایجاد كرده است كه بالطبع روابط بین انسانها از انعطاف و ملایمت سابق برخوردار نيست.

اين وكيل داگستري اذعان داشت: در مواردی که فردی دچار مشکل و با شخصی وارد دعوایی می‌شود یا خود باید در محکمه حضور یابد، از خود دفاع کند و یا از دیگران کمک بگیرد که مناسب‌ترین گزینه در این زمینه مراجعه وکیل دادگستری و مشاور حقوقی است.

وي با بيان اينكه در طی سال‌های اخیر و با افزایش چشمگیر جرایم در کشور این مسئله نیز دچار چالش‌هایی شده است، اظهار داشت: برخی از افراد از مشاوره وکیل سود برده و برنده دعوی می‌شوند و برخی نیز علی‌رغم به حق بودن و در اختیار داشتن وکیل نتیجه مطلوبی عائدشان نشده و بعضا متضرر هم می‌شوند.

قاسميان گفت: با توجه به افزایش تعداد وکلا طی سال‌های اخیر در کشور و مراجعه روز‌افزون مردم به این افراد، مشکلاتی نیز در این مسیر وجود دارد که برخی از افراد را در مراجعه به وکیل دچار تردید می‌كند.

اين حقوقدان عدم توانایی پرداخت حق‌الوکاله وکیل را يكي از چالش‌هاي وكالت دانست و اظهار داشت: از نظر بسیاری از مردم این عامل مهم‌ترین دلیل عدم مراجعه به وکیل است، هر چند مراجع نظارتی مربوط تعرفه‌های مشخصی برای وکلا مشخص می‌كنند اما این اختیار را نیز به طرفین می‌دهند که در ضمن یک قرارداد خصوصی، میزان حق‌الوکاله را به صورت توافقی تعیین كنند.

وکیل خانواده خوب و حرفه ای

وي افزود: در این صورت کسانی که توانایی پرداخت دارند امورشان را به وکلا می‌سپارند و دیگران از پرداخت حق‌الوکاله عاجر و وکلا نیز حاضر به دریافت حق‌الوکاله طبق تعرفه نیستند. به نظر می‌رسد در صورتی که تعداد وکلا افزایش یابد و بالطبع مراجعه مردم به وکلا بیشتر شود آنها نیز از توقع خود کاسته و به رقم‌های پائین‌‌تر رضایت می‌دهند.

قاسميان با تاكيد بر توهم دانایی در مردم‌ تصريح كرد: در برخی موارد مشاهده شده افرادی در واکنش به این مطلب که چرا در طرح و پیگیری دعوی از وکیل استفاده نمی‌‌کنید مي‌گويند که خودمان با قوانین آشنا و به حقوق خود واقفیم و بی‌نیاز از مراجعه به وکیل هستیم.

اين وكيل دادگستري اضافه كرد: این یک توهم بیش نیست زیرا این کتاب قانون نیست که می‌تواند مشکل را حل نماید بلکه تحلیل و تفسیر وکیل از وقایع و استناد به قوانین متناسب جهت طرح دعوی و یا دفاع از دعوی کارساز است، خلاقیت یک وکیل عامل اصلی موفقیت وی در استفاده از قوانین و مقررات متناسب با دعوی است چه بسا بسیاری از دعاوی با اندکی غفلت و عدم طرح مناسب آن در محاکم و اشتباه در عنوان جرم محکوم به رد و تضییع حقوق شخص شده است.

وي با بيان اينكه وجود رقبای قدرتمند نيز يكي ديگر از چالش‌هاي وكالت است، گفت: متاسفانه یک واقعیت تلخ در جامعه ایران را باید پذیرفت و آن وجود کارچاق‌کن‌هاست، از اين طريق افرادی از روابط خود در سیستم قضایی استفاده کرده و امور موبوط به پرونده را به پیش مي‌برند و رأی را به نفع طرف خود تغییر می‌دهند.

قاسميان بيان كرد: علی‌رغم وجود این افراد، در موارد بسیاری مشاهده شده افرادی با حیله و بدون هیچ پشتوانه واقعی از نقطه ضعف افراد استفاده مي‌كنند و با دریافت مبالغ هنگفتی ضمن اینکه هیچ اثری بر پرونده نمی‌گذارند، اقدام به کلاهبرداری مي‌كنند و جلوی پیگیری واقعی پرونده از سوی بزه‌دیده را هم می‌گیرند.

اين حقوقدان ادامه داد: متاسفانه با مشاهده اینگونه مشکلات هنوز نیز افرادی وجود دارند که به کارچاق‌کن‌ها مراجعه کرده و یا وکیلی که ادعای داشتن روابط موثر در دادگاه‌‌‌ها را دارد ترجیح می‌دهند.

وي اظهار داشت: قشر دیگری از این دست افراد در جامعه فعال هستند که در فرهنگ ما با اصطلاح “شرخر” شناخته شده‌اند؛ آنها که جزء اراذل و اوباش بوده از قدرت و یا بی‌باکی در مقابل حوادث استفاده کرده و طرف دعوی را مجبور به انجام کاری که سفارش‌دهنده خواسته می‌کنند و بدین شکل نیاز به مراجعه به دستگاه قضایی نیز منتفی می‌شود. استفاده از این ابزار در جامعه امروز جای بسی شگفتی است.

قاسميان با اشاره به ترس و تردید از عملکرد وکیل گفت: این معضل ناشی از مشاهده تجربیات تلخ دیگران است زیرا برخی افراد علی‌رغم استفاده از وکیل، بدلیل سازش وی با طرف مقابل دعوی و یا در اختیار گذاشتن اطلاعات خصوصی موکل در ازای دریافت مبلغی شاید بیشتر از حق‌الوکاله خود موجبات ضرر و زیان زیادی را برای موکل ایجاد می‌كند.

اين حقوقدان گفت: مورد دیگر عدم توانایی علمی و مهارتی وکیل در مواجهه با یک موضوع مطرح در محاکم است به این ترتیب فرد علاوه بر اینکه دچار زیان مالی شده و حق‌الوکاله بعضا گزافی پرداخت كرده نتیجه دعوی نیز به دلیل عدم طرح دعوی و یا دفاع مناسب، به ضرر وی تمام شده است.

وي تصريح كرد: به نظر می‌رسد بهترین راه حل مشکلات حقوقی اجتماعی و کاهش تعداد پرونده‌های مطروحه در دادگستری، مشورت با وکیل در کلیه امور حقوقی قبل از بوجود آمدن معضل و پیشگیری از بوجود آمدن مسائل گفته شده است. به خصوص در مسائل تجاری حضور یک وکیل متخصص در امور مربوط به زمینه فعالیت تاجر، برای وی بسیار راهگشا است و اگر این فرهنگ عمومیت یابد وکلا نیز بر حسب ضرورت تخصصی‌تر عمل می‌کنند و علاوه بر مسائل حقوقی توانایی در امور اقتصادی پیدا کرده و می‌توانند مشاور خوبی در همان زمینه فعالیت اقتصادی برای تجار باشند.

اين حقوقدان خاطرنشان كرد: همچنین می‌توان مانند برخی کشورهای پیشرفته وکیل خانوادگی در اختیار گرفت بدین شکل که چند نفر از اعضای خانواده با پرداخت مبلغی ثابت به صورت ماهیانه یا سالیانه به یک وکیل، کلیه امور حقوقی خانواده را به وی واگذار كنند، این عمل علاوه بر پیشبرد بی‌دردسر امور، اعتماد به نفس و اطمینان خاطر بسیار مناسبی در افراد ایجاد می‌کند و همچنین اشخاصی که قصد معامله یا هرشکل مراودات اقتصادی با این افراد دارند می‌دانند که این افراد از مشاوره یک وکیل برخوردارند و بالطبع انگیزه کلاهبرداری و سوء‌استفاده در این روابط به طور چشمگیری کاهش می‌‌‌یابد.

منبع http://www.yjc.ir

 

, , , , , , , ,

وکیل خانواده

مشاوره با وکیل دادگستری خانواده

مشاوره با وکیل دادگستری خانواده

وکیل خانواده یا وکیل طلاق

عنوان “وکیل خانواده یا وکیل طلاق؟”، صرفا به این جهت انتخاب شد که گفته شود، هدف وکیل خانواده باید سعی در “وصل و وصال” زوجین باشد اما اگر نهایتا موکل تقاضای طلاق نمود، وکیل دادگستری می بایست بهترین و سریع ترین مسیر را برای طلاق در پیش گیرد. طولانی شدن پروسه طلاق، غالبا، جسم و روان خواهان طلاق را آزرده تر خواهد ساخت. مقاومت در برابر طلاق اگر صرفا برای اذیت و آزار طرف مقابل باشد، آسیب ها و هزینه هایش برای دو طرف بیشتر خواهد بود. البته در طلاق، معمولا زوجه (زن) رنج و آسیب بیشتری متحمل می گردد. اگر هم فرزند داشته باشند که این خود مصیبتی بزرگ است زیرا آسیب های طلاق والدین برای فرزندان چندین برابر است.

وکیل خانواده، می بایست قبل از اقدام به طرح دعوا و دفاع از موکل، در پی رفع خصومت و برقراری صلح وآشتی برآید اما از آنجایی که وکیل دادگستری باید واقع نگر هم باشد، لذا اصولا در پی پیروزی موکل خود در پرونده است. با اینهمه صداقت داشتن وکیل، در کنار تخصص و تجربه ی واقعی، اکثرا نتایج بهتری را به همراه خواهد داشت. وکیل الزاما نباید پرونده طلاق را به طلاق ختم کند؛ گاهی پیروزی وکیل دادگستری در شکست است البته بدیهی است که نه هر شکستی؛ شکستی که نتیجه اش ایجاد تفاهم وصلح و سازش میان زوجین گردد عین پیروزی و بالاترین پیروزی است. همانطور که وکیل خانواده بودن و بخصوص وکیل پرونده طلاق بودن، گاهی، عین مصیبت وگرفتاری است! گاهی، موکل دشمن وکیلش می شود و طرف مقابل، دشمنی دیگر! با اینهمه، هدف و نیت متعالی وکیل، در کنار سایر ویژگی های منحصر به فرد یک وکیل، راهگشا و کارساز خواهد بود.

وکیل دادگستری (اعم از وکیل حقوقی، کیفری، خانواده و …) اعجاز نمی کند؛ کار یک وکیل دادگستری در مرحله اول – یعنی مشاوره به منظور قبول وکالت پرونده – این است که با توجه به آنچه موکل می گوید موضوع را تشخیص داده حکم موضوع را در قوانین مدون و رویه قضایی و احیاناً دکترین، اعم از نظر اساتید، رویه و روال دادگاهها و نظریات مشورتی اداره حقوقی قوه قضاییه و…) بیابد و موضوع را بر حکم منطبق کند.

تشخیص موضوع بسیار مهم است؛ اگر موضوع به درستی تشخیص داده شود، یافتن و انطباق حکم آسان خواهد بود. مثلا عدم تمکین از طرف یک دختر باکره و یک خانم غیر باکره، حکم یکسانی ندارد گرچه موضوع هر دو تمکین است. یا مثلا در خصوص شکایت رابطه نامشروع در فضای مجازی، گاهی تفاوت وجود دارد. اطلاع وکیل از آخرین رویه های دادسراها و دادگاهها، حائز اهمیت است؛ کتاب و قانون، به تنهایی، کاربرد دارد اما در حرفه وکالت دادگستری، گاهی و اغلب، اینها مهم تر است.

در خصوص قرارداد وکیل با موکل نیز باید این را دانست که وکالت در پرونده ها، توسط وکیل دادگستری، عموما، می تواند شامل مرحله نخستین (رسیدگی در دادگاه بدوی)، مرحله تجدید نظر، مرحله فرجام خواهی در دیوان عالی کشور (در برخی پرونده ها)، و مرحله اجرای حکم باشد. وکیل دادگستری شایسته است حدود اختیارات و مراحل وکالت خود را برای موکل روشن سازد.

در مواردی دیده و شنیده شده است که موکل اطلاع دقیقی از این مسائل ندارد. این در حالی است که میزان حق الوکاله غالبا برمبنای همین موضوعات مشخص و تعیین می شود. وکیل دادگستری همواره باید یک نسخه از وکالتنامه و قرارداد مالی را به موکل بدهد. همچنین وکیل دادگستری باید در مقابل دریافت هر گونه وجه یا مال، رسید بدهد.

و اما چند مطلب کاربردی در خصوص مسائل خانواده

بذل مهریه؛ تفاوت ها و تعارض ها

به طور کلی و خلاصه، باید گفت که بذل عین معین در قالب هبه صورت می گیرد و بذل دین در قالب ابراء؛ هبه قابل رجوع است (مگر موارد خاص مذکور در ماده 803 قانون مدنی) اما ابراء قابل رجوع نمی باشد.

در خصوص بذل مهریه، گاهی نظرات و آراء متناقضی از مراجع قضایی دیده می شود. برای نمونه دو مورد که در سال 1393 از شعب دیوان عالی کشور صادر گردیده ذیلا آورده شده است:

تعیین تعدادی سکه طلا به عنوان مهریه، عین معین نبوده بلکه به صورت دین و بر ذمه (عهده) زوج می باشد. در نتیجه، بخشیدن (بذل) تمام یا قسمتی از سکه ها از مصادیق عقد هبه نمی باشد تا بتواند قابل رجوع باشد بلکه از مصادیق ابراء بوده بنابراین، قابل رجوع نمی باشد (رای شماره 9309970925600240 شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور مورخ  27/10/1393)

اما در پرونده دیگری رای شماره 9309970909900403مورخ 29/9/1393 شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور به گونه دیگری صادر گردیده است مبنی بر اینکه بذل مهریه و سایر حقوق زوجه، مشروط و در قبال حضانت فرزند مشترک باطل است زیرا حق حضانت مانند حق ولایت و نظیر آنها از جمله حقوقی میباشد که قابل نقل و انتقال و قابل اسقاط و قابل معاوضه با مال نمی باشند. مضافاً اینکه بذل و هبه جزء عقود میباشند و نمی‌توان آن را در قالب ابراء تلقی نمود. البته اگر متعلق بذل، دین باشد، نتیجه آن ابراء می باشد.

همانگونه که ملاحظه می شود شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور سکه را دین بر ذمه زوج دانسته و بذل آن را از مصادیق ابراء دانسته که در نتیجه، قابل رجوع نمی باشد.

لیکن، شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور، سکه را عین معین دانسته و بذل مهریه (سکه) را از مصادیق هبه قلمداد نموده که در نتیجه، قابل رجوع می باشد.

طلاق توافقی

زوجین با توافق یکدیگر، حتی بدون گرفتن وکیل می توانند طلاق توافقی را انجام دهند. یا اینکه زوجه با داشتن وکالت در طلاق میتواند به وکیل دادگستری مراجعه کند و از طرف همسرش به وکیل دادگستری جهت اقدام برای طلاق توافقی وکالت بدهد. البته وکالتی که زوجه به وکیل پایه یک دادگستری میدهد در واقع، از جانب همسرش است یعنی وکالتنامه را از طرف همسرش امضا خواهد کرد.

در این صورت، حضور خود زوجه جهت اقدامات بعدی و در دادگاه و دفترخانه لازم است. چنانچه زوجه بخواهد برای خود نیز وکیل دادگستری اختیار کند میتواند وکالتنامۀ دیگری بدین منظور با وکیل دادگستری تنظیم  و امضا کند.

در این صورت است که حضور زوجه برای اقدام در خصوص طلاق توافقی ضروری نخواهد بود. ذکر این نکته لازم است که وکیلی که از طرف زوج وکالت را به عهده گرفته باشد نمیتواند وکیل زوجه هم باشد و لازم است که وکیل دیگری نیز جهت وکالت از طرف زوجه حضور داشته باشد. البته یک وکیل به تنهایی می تواند یک پرونده طلاق توافقی را با همکاری یک وکیل دیگر که هماهنگی مطلوبی میان ایشان وجود دارد، به سرانجام ( اخذ حکم طلاق و ثبت آن در دفترخانه طلاق) برساند.

اخیرا، از ابتدای آذرماه 1397، مطابق بخشنامه دادگستری تهران، زوجین می بایست برای طلاق توافقی، ابتدائا، به واحدهای مشاوره بهزیستی که بدین منظور، مشخص شده مراجعه نموده و گواهی عدم انصراف از طلاق اخذ و جزء مدارک لازم، به دفتر خدمات الکترونیک قضایی برای ثبت دادخواست طلاق توافقی ارائه کنند. این مقرره جدید، قدری مسیر طلاق توافقی را طولانی تر خواهد کرد.

گرچه بسیار بعید است که تأثیری در کاستن از میزان طلاق داشته باشد مگر ایجاد زحمت و هزینه ی بیشتر برای زن و مردی که قصد طلاق توافقی دارند.

طلاق یکطرفه

مطابق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ایران: « مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن خود را طلاق دهد.» بنابراین، طلاق به اراده و خواست مرد صورت می گیرد بدون اینکه دلیل خاصی لازم باشد. زن هم میتواند درخواست طلاق بدهد اما باید بتواند یکی از شروط ضمن عقد  مندرج در عقدنامه (سند نکاح) را ثابت کند یا اینکه بتواند عسر و حرج خود را نزد دادگاه ثابت کند. در غیر این صورت، زن نمیتواند طلاق بگیرد.

زن در چه مواردی میتواند طلاق بگیرد؟ به استناد ماده ۱۱۲۹ (استنکاف شوهر از پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حکم دادگاه مبنی بر الزام شوهر به پرداخت نفقه) و ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی (عسروحرج زوجه)؛ ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی (شروط ضمن عقد و توکیل به زن برای طلاق)؛ به استناد ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی (غیبت شوهر به مدت چهار سال)


در اینجا می­خواهیم به برخی از سوالاتی که بیشترین تکرار را داشته­ اند در جلسه پرسش و پاسخ(مورخ 5/11/1395) از یک وکیل خانواده بپردازیم.

سؤال 1:  آیا زن به تنهایی می­تواند درخواست طلاق کند؟ جواب وکیل خانواده: مطابق قانون مدنی، حق طلاق با مرد است و زن حق طلاق ندارد. فقط در صورتی که زن بتواند عسر و حرج خود را اثبات کند در آنصورت می­تواند نسبت به حصول نتیجۀ دلخواه از درخواست طلاق امیدوار باشد.


سؤال 2: عسر و حرج که در قوانین مربوط طلاق آمده است و شما هم به آن اشاره کردید به چه معناست؟ جواب وکیل خانواده: عسر وحرج به معنی سختی و دشواری است و به عبارت دیگر، وضعیتی است که زن نمی­تواند یا به سختی می­تواند آن را تحمل کند. البته اثبات عسر و حرج، کار راحتی نیست و هر سختی و مشکلی را نباید عسر و حرج دانست.

مثلا اگر شوهر، نفقۀ همسرش را نپردازد و زوجه مجبور شود دادخواست مطالبۀ نفقه مطرح کند و دادگاه هم زوج را ملزم به پرداخت نفقۀ معوقه کند اما زوج همچنان از پرداخت نفقه امتناع کند، در این صورت، زن می­تواند نسبت به درخواست طلاق از طریق دادگاه اقدام کند. موارد دیگری از مصادیق عسر و حرج در عقدنامه­ها در چندین بند مجزا ذکر گردیده است که معمولا زوجین در هنگام انعقاد عقد ازدواج امضا می­کنند. می­توانید به عقدنامۀ خود رجوع کنید و از موارد آن مطلع شوید. فقط این مطلب مهم را به خاطر داشته باشید که وجود عسر و حرج با اثبات آن متفاوت است و اثبات نیاز به دلیل و مدرک محکمه­پسند دارد. معمولا وکیل خانواده می­تواند شما را در مسیر اثبات یاری کند.

وکیل خانواده


سؤال 3: وکالت در طلاق چگونه است؟ جواب وکیل خانواده: وکالت در طلاق در دفترخانۀ اسناد رسمی(توجه کنید که دفتر اسناد رسمی با دفترخانۀ ازدواج وطلاق فرق دارد) و با حضور زوجین صورت می­گیرد. بدین صورت که زوج اختیار مراجعۀ زوجه را به دادگاه خانواده و درخواست طلاق از طرف وی بدون حضور خودش را میدهد. فقط باید دقت کنید که موارد مندرج در وکالتنامۀ طلاق یا همان اختیارات مندرج در آن کامل باشد و نقصی نداشته باشد، چون ممکن است بعدا در دادگاه با مشکل مواجه شوید. البته بعد از اخذ وکالت در طلاق، به تنهایی نمی­شود دادخواست طلاق توافقی مطرح کرد و لازم است که یک وکیل خانواده نیز حضور داشته باشد.

وکیل خانواده


سؤال 4: آیا یک وکیل خانواده می­تواند وکیل زوجین( هم وکیل زوج باشد، هم وکیل زوجه) باشد برای انجام طلاق؟ جواب وکیل خانواده: خیر، یک وکیل خانواده می­تواند فقط وکیل یکی از زوجین( یا زوج یا زوجه) باشد و برای اینکه بشود طلاق را بدون حضور زوجین انجام داد، لازم است که دو وکیل خانواده حضور داشته باشند. البته این در صورتی است که هیچ یک از زوجین نخواهند در دادگاه حضور پیدا کنند وگرنه الزامی به حضور دو وکیل خانواده نیست.

وکیل خانواده


سوال 5: اگرزوجه مهریه اش را از طریق قانونی مطالبه کند و زوج مهریۀ همسرش را نپردازد آیا می­تواند طلاق بگیرد؟ عدم پرداخت مهریه ربطی به طلاق ندارد و جزو موارد عسر و حرج نمی­باشد.


سؤال 6: ممنوع الخروجی از طریق مهریه چگونه است و آیا اگر زوج درخواست اعسار کند و دادگاه هم اعسار زوج را بپذیرد، ممنوع الخروجی زوج مرتفع می­شود؟

جواب وکیل خانواده: ممنوع­الخروجی زوج از طریق اجرای ثبت بلافاصله بعد از اقدام اولیۀ زوجه صورت می گیرد اما ممنوع الخروجی زوج از طریق دادگاه، بعد از صدور حکم و قطعی شدن آن و در مرحلۀ اجرای حکم قابل انجام است. جواب وکیل خانواده برای قسمت دوم: طبق قانون جدید نحوۀ اجرای محکومیتهای مالی مصوب 1394 اگر درخواست اعسار زوج توسط دادگاه پذیرفته شود، ممنوع­الخروجی زوج مرتفع خواهد شد البته قبلا اینگونه نبود.


وکیل خانواده

وکیل خانواده

شماره تماس: 09121582093 – 88513670
سهروردی شمالی، بین مطهری و بهشتی، چهارراه کیهان، خیابان زینالی غربی

وکیل خانواده

Call Now Button