وکیل ملکی

عامل اصلی طلاق در خانواده

مردم عادی می گویند طلاق خیلی زیاد شده؛ وکیل دادگستری هم از عادی شدن طلاق و افزایش پرونده های طلاق (اعم از طلاق توافقی، طلاق یک طرفه، طلاق غیابی، طلاق ایرانیان  خارج از کشور، تنفیذ طلاق خارجی و…) سخن می گوید؛ مشاور خانواده نیز از طلاق عاطفی می گوید؛ آمارهای رسمی و غیررسمی هم حاکی از افزایش چشمگیر طلاق می باشد؛ تازه طلاق عاطفی را هم باید به این آمار اضافه کرد. طلاق عاطفی جایی ثبت نمی‌شود؛ ثبت طلاق عاطفی در جایی غیر از دادگاه و دفترخانه طلاق صورت میگیرد. (مراجعه شود به مطلبی با عنوان: طلاق عاطفی در سایت وکیل سرا)

دلایل طلاق

یکی از دلایل طلاق در ایران عدم شناخت کافی زوجین (زن و مرد) قبل از ازدواج از یکدیگر است؛ آگاهی از خصوصیات شخصیتی و اخلاقی زوجین قبل از ازدواج از یکدیگر بسیار اندک است. همین دلیل یکی از مهمترین دلایل طلاق است.

بهتر است زوجین به لحاظ فرهنگی اقتصادی و اجتماعی در یک سطح باشند. حتی بهتر است به لحاظ اعتقادات مذهبی اختلاف چندانی نداشته باشند. البته آزاد اندیشی و احترام به اعتقادات یکدیگر می تواند در خصوص تفاوتهای اعتقادی-مذهبی بسیار موثر باشد اما خود این ویژگی ها زیر شاخه وضعیت فرهنگی و اجتماعی زوجین قرار می گیرد. نامتقارن بودن زوجین در این موارد، می تواند اختلافات عدیده و نهایتاً طلاق گردد. گاهی مشاهده شده است که یکی از زوجین (اکثراً مردها) حتی برای مراجعه به مشاور خانواده جهت مشاوره در خصوص رفع اختلافات توافق ندارند. اینها اغلب ناشی از تفاوت های فرهنگی است.

سوال: آیا تفاوت سنی دختر و پسر برای ازدواج مهم است؟ تجربه عملی در پرونده های طلاق به عنوان وکیل پایه یک دادگستری حاکی از آن است که تفاوت سنی زیاد، جزو عوامل طلاق بوده است. تفاوت سنی زیاد باعث می شود که زوجین حرف همدیگر را نفهمند و هر یک در فضای فکری خود سیر کنند. البته صرفا تفاوت سنی به تنهایی عامل طلاق نیست؛ عامل تشدید کننده اختلافاتی است که منجر به طلاق می شود. کم نیستند زن و شوهرهایی که به رغم اختلاف سنی، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می کنند. با این حال، بالاتر بودن سن زن از مرد، اغلب، در سال های بعد مشکل ساز می گردد؛ موارد طلاق در این خصوص کم نبوده اند.

خسیس بودن مرد

مشکلات اقتصادی مخصوصا در سال های اخیر، عامل بسیاری از طلاق ها و در مواردی، عامل تشدید کننده اختلافات منجر به طلاق بوده است. در پرونده های طلاق، مواردی دیده شده است که مرد واقعاً از عهده مخارج زندگی بر نمی آید و  ناگزیر از طلاق میگردد؛ خواه طلاق یک طرفه و خواه طلاق توافقی. اما طلاقهایی هم بوده‌اند که به جهت تفاوت‌ در دیدگاه و نگرش اقتصادی زوجین حاصل گردیده است. خانمی که در منزل پدری خود، آزادی و اختیار کافی برای خرج کردن و برآورده کردن نیازهای معمولی خود داشته است اما در زندگی تأهلی، با مردی مواجه است که خسیس است. خساست مرد گاهی خارج از تحمل زن می گردد؛ خسیس بودن ربطی به وضعیت مالی ندارد گاهی در حد یک بیماری حتا علاج ناپذیر به نظر می آید. البته مواردی هم هست که توقع و تصور زن در خصوص مسائل مالی واقع‌بینانه نبوده منجر به اختلاف و در صورت تداوم اختلافات، ختم به طلاق می شود.

عدم توانایی در ارتباط موثرو عدم درک متقابل

به عبارت دیگر و به بیان ساده، تفاهم نداشتن زوجین دلیلی است که در اکثر طلاق ها ذکر می گردد. زن و مرد برای ادامه یک ارتباط رضایتبخش باید مهارت های زندگی همچون گفت و گو کردن، گوش کردن به سخن یکدیگر و توانایی حل مسئله را تمرین کرده خوب یاد بگیرند. اینکه مرد بعد از طلاق یا در جریان پرونده طلاق، در پروفایل تلگرام خود شعری با این مضمون بگذارد: “گفت و گو آیین درویشی نبود/ ورنه با تو ماجراها داشتیم”  نشان از روشنفکری نیست بلکه نشان از نابلدی یکی از مهمترین مهارت های زندگی زناشویی است.خلاصه اینکه گفت و گو را بسیار جدی بگیرید.

پرهیز از تکراری شدن رابطه

رابطه زناشویی رامی توان به یک گیاه تشبیه کرد؛ همان طور که برای رشد کردن و جلوگیری از پژمرده شدن یک گیاه باید به آن رسیدگی کرد، رابطه زناشویی نیزباید به موقع، آبیاری شود تا طراوت آن از بین نرود یا کم نشود. پژمردگی رابطه، در اغلب مواقع منجر به طلاق عاطفی می گردد حتی اگر به هر دلیلی، به طلاق رسمی نیانجامد.

دخالت های بیجای اطرافیان

کم نیستند زن و شوهرهایی که اگر دخالت‌های اطرافیان نباشد میتوانند زندگی خوبی داشته باشند. متاسفانه، راهکار قانونی برای جلوگیری از دخالت های اطرافیان مخصوصاً دخالتهای خانواده زن و مرد، وجود ندارد. دخالت هایی که استمرار می یابد و نهایتاً منجر به طلاق می گردد. استقلال مالی مرد در زندگی مشترک تا حدود زیادی می تواند مانع این دخالت‌ها شود. همچنین، بالا بودن سطح سواد و اعتلای فرهنگی زن می تواند سد راه دخالتهای خانواده زن در زندگی مشترک ایشان گردد.

عمده ترین دلایل طلاق: بیکاری و فقر ناشی از آن، اعتیاد، مشکلات مالی و استرس ناشی از آن، فساد اخلاقی و تنزل اخلاقیات، خیانت به همسر، عدم لذت از رابطه زناشویی، سوء رفتار و بداخلاقی، عدم درک متقابل زوجین از یکدیگر، تفاوت های فرهنگی، اختلاف سنی زیاد و مواردی از این قبیل. گاهی یک یا چند تا از این موارد وجود دارد اما الزاماً منجر به طلاق نمی گردد.

البته هر کدام از موارد مذکور؛ می تواند ریشه های متعددی داشته باشد و هر کدام قابل بررسی به صورت جداگانه است. وکیل طلاق صرفا به مسائل قانونی طلاق توجه دارد؛ علل و ریشه های طلاق در حیطه کاری روانشناسان، جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی است.

وکیل سرا؛

مصطفی محمدی: وکیل پایه یک دادگستری و وکیل خانواده

وکیل پرونده های خانواده و طلاق

عضو کانون وکلای دادگستری مرکز

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + چهارده =